صبح امروز، پایتخت حال و هوایی متفاوت دارد. میلیون ها نفر، از ساعات اولیه روز از سرتا سر ایران اسلامی خود را به مسیرهای منتهی به محل تشییع رساندند تا در بدرقه پیکر رهبر شهید، با اشک و شعارهای حماسی، آخرین وداع را رقم بزنند.
امروز، زمین و آسمان در سوگِ مردی که جان را فدای آرمان کرد، به هم پیوسته. صبحِ تهران، با سپیدهدمی متفاوت آغاز شده؛ سپیدهدمی که رنگِ خون و عطرِ شهادت دارد. خیابانهای پایتخت، امروز نه از ترافیک، بلکه از حضورِ بیکرانِ مردمی پر شده است که برای وداع با «رهبرِ شهیدشان» آمده اند؛ مردان و زنانی که در چشمهایشان، هم حزنِ فقدان بود و هم شعلهی اراده.
پیکرِ بیجانِ رهبر شهید، که سالها چون کوهی استوار بر قامتِ این سرزمین ایستاده بود، امروز در میانِ دریایی از جمعیت، به سوی جایگاهِ ابدی خود روانه می شود. هر قدمی که در این مسیر برداشته میشود، طنینی از تاریخ دارد؛ گویی هر شیارِ خاک و هر سنگریزهی مسیر، در تکریمِ این مردِ حق، به لرزه درآمده است.
حاضران در این آیین، تنها جمعیت نیستند؛ آنانی هستند میراثدارانِ راهی که او با خونِ دل بنیان نهاد. شعارهای حماسی که در فضای مراسم طنینانداز می شود، نه تنها صدای گلوها، که فریادِ قلبها ست که میگویند: « ای رهبر شهیدم راهت ادامه دارد» اشکهای جاری در گلوی حاضران، با صلابتِ نگاههایشان در تضاد هست؛ همان تضادی که هویتِ این ملت را میسازد: سوگوار در غم، اما سربلند در میدان.
در میانِ نالههای نوحه و طنینِ آیاتِ قدسی، پیامی روشن از میانِ انبوهِ جمعیت به گوش میرسد: این تشییع، پایانِ یک مسیر نیست، بلکه آغازِ تجلیِ دوبارهی راه او در جانِ ملت است. رهبر شهید امروز از میانِ مردم عبور می کند تا یادآور شود که مردانِ واقعی، در میانِ مردم میمیرند تا در قلبِ تاریخ، زنده بمانند.
امروز تهران، با تمامِ اندوهش، با تمامِ شکوهش، به تماشایِ کوچِ این ستارهی درخشان نشسته؛ ستارهای که با رفتنش، نوری جدید در مسیرِ رهبریِ ملت، بر جای گذاشت.

تأکید فرماندار سلماس بر تسریع احداث تقاطع شکریازی





دیدگاهتان را بنویسید